"اگر يادمان بود و باران گرفت نگاهي به احساس گلها كنيم "
بگذار تا باران امروز ببارد
بگذار دستم در دستان سرد نمناک تو باشد
بگذار در باران سرد پاییزی در عشق تو غرق شوم
بگذار در آغوش رنگی بودن فصل آرام گیرم
بگذار تا گلبرگ های عاشق با بوی تو شاداب باشند
بگذار بگویم از باران روز و شب با تو چه کرد
بگذار یادآور شوم ابر آسمانی با عشق به تو چگونه بارید
بگذار ببارد بر لبان سرخ گل ها و برگ ها برقصند با آن
بگذار لحظه احساس پاکی هوا بر وجودم بماند
بگذار انسان ها با طراوتت به بزرگی دنیا لبخند بزنند
بگذار نگاهم همه چیز را از پس ویزور دوربین تو را نظاره کند.
" جواد گلزار "







